خرید بک لینک
پایان هفته ۳۴ سلام فردا هفته ۳۴ رو تمام میکنم طبق گفته دکترم باید این هفته ریه تکمیل شده باشه امیدوارم... دیروز پسرم حسابی منو نگران کرد از صبح اصلا تکون نمیخورد. همه کاری کردم... هر کاری که تو نت خونده بودم یا شنیده بودم... دیگه تو فکر بودم عصر برم سونو... تا طرفای ۳ ظهر که باباش اومد شیطون شروع کرد تکون خوردن انگار دلش باباشو میخواست بچه پررو قربون پسر گلم بشم عوضش امروز حسابی جبران کرد استرسای بارداری تمام نمیشن... همش نگران سلامتی پسرم هستم... که ان شالله صحیح و سلامت بیاد بغلمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 17:31

فردا عیده سال نو همگی مبارک فردا ۳۰ اسفند ۹۵ و اخرین روز سال ۹۵ هست ساعت یک ظهر سال تحویله دقیقشو نمیدونم خخخخ منم امروز ۳۵ هفته و ۲روز هستم خدا رو شکر چیزی نمونده به تولد گل پسرم اتاق خوشگلشو چیدیم . ساک بیمارستانشم بستم. عکسای بارداری هم گرفتم هووووورا فقط منتظرم پسر گلم به سلامتی بیاد بغلم فقط یه مشکلی اضافه شده به مشکلات بارداریم غذا میخورم بدجوری سر دلم‌میمونه. انگار اصلا هضم نمیشه و تا گلوم میاد. مخصوصا وقتی دراز میکشم بدتر میشه  اصلا یه وضعی... داغونما ولی بازم خدا رو شکر شانسم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 17:31

۳۶ هفته و ۳روز امروز ۳۶ هفته و ۳روز از بارداریم میگذره. رفتم سونوگرافی. یکم استرس داشتم چون دو روز بود حرکات پسرم کم شده بود. رفتم سونوگرافی جورابیان. خیلی دوستش دارم. دکترش خیلی باحوصله همه چی چک میکنه و توضیح میده.  خلاصه گفت همه چی نرماله شکر خدا. جفت قدامی. موقعیت جنین سفالیک. مایع آمنیوتیک نرمال. ضربان قلب نرمال گفتم چک کنه خدایی نکرده بند ناف دور گردن بچه نباشه که گفت نیست. جنسیت هم دوباره تائید کرد که پسره. دیگه چیزی به بغل کردن پسرم نمونده صورتشم نشونم داد. البته دو بعدی بود و واضح ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 17:31

دکتر دیباوند قرار بود بیام درباره روز زایمانم بنویسم ولی هنوز فرصت نشده. یه بار نصفه نوشتم که پسرم گریه کرد و بدون سیو کردن ولش کردم و نوشته هام پرید حالا سر فرصت ان شالله مینویسم تو کامنتا ادرس و تلفن و نحوه نوبت دهی دکتر دیباوند رو خواسته بودن مطبش که از اول اردیبهشت تغییر مکان میده ادرس جدیدش اینه: کیانپارس. خ پهلوان شرقی. تقاطع اردیبهشت. مجتمع پزشکی اوسینا. طبقه سوم تلفن مطب جدید رو نمیدونم ولی شماره ای که زیر اگهی ادرس جدید زده بودن اینه:۰۹۱۶۶۳۶۴۰۶۵ نوبت دهیش هم میتونه حضوری باشه هم تلفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 17:31

پسرکم هشت ساله شده بعد از سالها یادم افتاد به این وبلاگمیدونم دیگه کسی وبلاگ نویسی نمیکنه ولی ممکنه تو سرچ گوگل اتفاقی کسی این مطالب رو بخونهپسرک قشنگم الان تقریبا هشت سال و نیمشهکلاس زبان و موسیقی هم میرهو در همه زمینه ها خدا رو شکر بسیار باهوش و زرنگه و یادگیری خیلی خوبی داره و نمراتش عالیهخیلیم بامحبت و مودبهخدا قسمت همه منتظران کنه انشاللهدیگه هم بچه دار نشدم چون برای آی وی اف و انتقال جنین اقدام نکردم دیگهدکترم هم از ایران رفتطبیعی هم باردار نشدم دیگهانشالله خدا پسرمو حفظ کنه برام و همهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 17:31

خب اگه ان شالله فرصت بشه میحوام از زایمانم بگم قرار بود ۳۸ هفته و ۴ روز به بعد سزارین بشمیعنی ۲۲ فروردین یا ۲۴ فروردین روز ۱۳ فروردین امسال بود که بخاطر اینکه نمیتونستم جای دوری برم رفتیم خونه برادرم و پارک نزدیکشون ۳۷ هفته و ۲ روز بودم . روز ۱شنبه بود. قرار بود ۴شنبه برای ویزیت اخرم برم پیش دکتر. اون روز حس میکردم ترشحاتم بیشتر شدن. عصرش رفتیم خونه برادرم که دیدم بین ترشحاتم رگه های قهوه ای هست. با دوستام و اهالی نینی سایت مشورت کردم که گفتن بهتره برم بیمارستان. با این حال میخواستم عجله نکنم چون شوهرم سرگرم بود گفتم شب برم. تا اینکه دوسه ساعت بعدش دیدم اون رگه قهوه ای بیشتر شده و تبدیل به ترشح غلیظ قهوه ای شده. به شوهرم گفتم و رفتیم بیمارستان اروند. روزای اخر دفترچمو همیشه تو کیفم میزاشتم. رفتیم اونجا و شرایطمو گفتم. ازم ان اس تی گرفتن که نرمال بود. گفتن مشکلی نیست و برو. ولی خودم برا اطمینان بهشون گفتم میترسم کیسه آبم سوراخ باشه چون ترشحاتم زیاد شده.  مامایی که اونجا بود یهو گفت اِ من متوجه نشدم گفتی ترشحاتت زیاده. بزار معاینت هم کنم. اونجا معاینه کرد و گفت کیسه آب سالمه ولی دهانه رحمت ۲سانت باز شده بزار به دکترت زنگ بزنم. معاینه هم خیلی بد و دردناک بود. بهم گفت اصلا لگنت خوب نیست. به دکتر که زنگ زد دکتر بهش گفته بود بستریش کنین ممکنه درد بگیرش. اگه تا صبح درد نداشت صبح میام عملش میکنم. وگرنه زودتر میام. خلاصه من به شوهرم گفتم و رفت کارای بستری رو انجام داد و به بقیه گفت.از یه طرف خوشحال شدم که پسرم زودتر میاد بغلم. از یه طرف استرس زیادی داشتم. هم بخاطر سلامتی و رسیده بودن پسرم نگران بودم. هم از اینکه بی مقدمه و یهویی مجبور بودم عمل شم حس خوبی نداشتم. تو زایشگاه بهمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 11:31

چه زود گذشت فردا ۴۰ روزگی پسر گلمهتو این مدت اصلا مهلت نداد بیام چیزی بنویسم پسر خوبیه خدا رو شکر ولی نوزاد این سنی مسلما مراقبت شبانه روزی میخواد البته چند روزی هم هست بی قراری هاش بیشتر شده چند روزه سرماخورده و همش سرفه میکنهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 11:31

سلام خیلی وقته نیومدم اینجا یه جورایی یادم رفته بود درگیر بچه داری شدم دیگه. خدا به همه منتظرا بچه بده ان شالله الان نظرات تائید نشده رو خوندم و خیلی خجالت کشبدم از اینکه جواب ندادمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 6:11

سلام دیروز وارد ماه 8 شدم، هوووووووووووووووووووورا رفتم سونوگرافی طبق تاریخ پریود و سونوهای قبلی 30 هفته و 1 روز بودم ولی طبق سونو 30هفته و 5 روز پسرم ماشالله رشدش خوبه الحمدلله وزن گل پسرم 1600 بود الهی قربونش برم ضربان قلبش 126 تاریخ زایمان طبیعی هم گفت 27 فروردین که البته من سزارینم و احتمالا دو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 20:18

امروز ۳۴ هفته و ۳ روزمه. این یعنی اینکه دیگه وارد ماه ۹ شدم. خدا رو صد هزار مرتبه شکر... جمعه ۲۷ اسفند که ۳۵ هفتم کامل میشه چهارمین سالگرد عروسیمونه. همون روز میرم عکسای بارداریمو بگیرم به امید خدا امروز رفتم دکتر. شکر خدا همه چی نرمال بود. یه سونو نوشت که تو ایام عید انجام بدم. در واقع آخرین سونوم.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 20:18

من زایمان کردم و پسر قشنگم به دنیا اومد

هفته ۳۷ و ۳ روز

خدا رو شکر که یه پسر صحیح و سلامت و خوشگل بهم داد.

سرم حسابی شلوغ شده. بزودی میام گزارش کامل میدم که چی شد که پسرم به دنیا اومد و زایمان چطور بود

+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 19:45 توسط شاپرک |

برچسب: نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 20:18

امروز ۱۷ هفتم تمام شد... چند روزه مامانم عمل کرده و درگیرش بودیم. از قبلشم یه مدت چون میدیدم حالم خوبه استراحت نمیکردم دیشب خونه مادرم بودم طرفا ساعت ۸شب بدون هیچ مشکلی رفتم دستشویی دیدم خونریزی دارم... در حد کف دست تقریبا زود شیاف سیکلوژست استفاده کردم و زنگ زدم به شوهرم و رفتیم بیمارستان سونوگرافی ها که بسته بودن. رفتیم بیمارستان آریا. از اونجا زنگ زدن به دکترم که جواب نداد قلب بچه رو با دستگاه چک کردن که شکر خدا مشکلی نداشت... برام سونو نوشت. گفتم فردا جمعه است گفت ادرس یه سونو میدیم که باز باشه. هر چند امروز شوهرم رفت دید تعطیله گفت استراحت کن و شیاف بزار و برو سونو از دیشب استراحتم خونریزیم قطع شده شکر خدا. صبح یکم خون مونده اومد و بعد هم یکم لک اما الان خوبم فقط کمی زیر دلم گهگاه درد میگیره فردا صبح میرم سونو ببینم چه خبره توکل به خدا خدایا خودت بچمو حفظ کن ...ادامه مطلب

برچسب: خونریزی دوباره بعد از پریود, نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 10:34

یک چیزهایی هیچ وقت عادی نمی شود. بچه دار شدن مثل یک جادوست. مثل افسانه ای شیرین و عجیب و غریب که سخت می شود باورش کرد. آخر چطور می شود یک دفعه مادر شد. همین که اولین بار نقطه ای تپنده را نشانت می دهند و می گویند این بچه شماست، همه چیز تغییر می کند. دستت را می گذاری روی شکم و حس می کنی از همین حالا باید قوی تر باشی. باید محافظت کنی از این نقطه تپنده کوچک. باید حامی اش باشی، همراهش باشی. شروع به تکان خوردن که می کند فکر می کنی دیگر خودت نیستی، دیگر پاهایت روی زمین نیست. لذتی وجودت را می گیرد که با کمتر چیزی قابل قیاس است.با گذشت هر روز و هر ماه چقدر عاشق تر می ادامه مطلب

برچسب: مادر,مادر قلب اتمی,مادرم,مادر ترزا,مادربزرگ,مادر زن,مادريت انك اناني,مادر من مادر من,مادرانه,مادر شعر, نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 12:09

وارد هفته 11 بارداری شدم. هووووورا نینی گلم هوای مامانشو داره حسابی. اذیتش نمیکنه البته حالت تهوعم میشه گفت بیشتر هم شده. امروز تو مطب دکتر بالا اوردم ولی خدا رو شکر اصلا ناراحت نیستم بابت حالت تهوع. خوشحالم هستم. چون فعلا که حرکات نینی گلمو حس نمیکنم حالت تهوع بهترین نشونست برا اینکه بدونم بچم داره تو شکمم واسه خودش میچرخه و بازی میکنه امروز بالاخره دکتر از سفر اومد و من رفتم مطب. وای که چقدر شلوغ بود. هر چی میگفتم شرایطم خاصه کسی گوش نمیداد. خلاصه بعد چند ساعت دکتر رو دیدم اتفاق خاصی نیفتاد. همون سونو و ازمایشاتی که دکتر قبلی نوشته بود رو تایید کرد و الادامه مطلب

برچسب: هفته 11 بارداری,هفته 11 بارداري,هفته 11 و 12 بارداری,هفته 11 حاملگی,هفته 11 بارداری نی نی سایت,هفته 11 لیگ برتر,هفته 11 بارداری با عکس,هفته 11 نوزاد,هفته 11 بارداری چه بخوریم,هفته 11 بارداری دوقلو, نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 15:52

امروز دقیقا 5 هفته و 6 روزمه. فردا 6 هفته کامل میشم

دیشب رفتیم بیروم امپولمو زدم. بعدشم با ماشین یکم گشتیم

اومدم خونه یکم لک قهوه ای دیدم. استراحت کردم و شیاف گذاشتم. تا صبح دیگه لک ندیدم. ولی الان دوباره یکم لک قهوه ای رنگ دیدم. خیلی نگران شدم ولی سعی میکنم به خودم استرس ندم

دوشنبه نوبت دکتر دارم برا سونو. ولی اگه این لکا ادامه داشته باشن شاید شنبه برم

خدایا کمکم کن

برچسب: لکه بینی بدون درد در هفته ششم بارداری,لکه بینی بدون درد در هفته ششم, نویسنده: ترانه شجاعی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 11:43

صفحه بندی